تبلیغات
سیدالشهدا (ع) - مادر بزرگ تعریف میکرد ...
 
سیدالشهدا (ع)
به امید روزی که حرف ها و عمل ها با هم هماهنگ باشه ...
شنبه 1 فروردین 1394 :: نویسنده : مسعود کرمیان
مادر بزرگ تعریف میکرد:
 
نمك، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمك‌سنگ مى‌خواباندیم تا كم‌كم شورى بگیرد
 
غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراك‌پزى مى‌نشاندیم تا جا بیفتد
 
یخ‌كرده و تكیده كنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم تا جان‌مان آرام گرم شود
 
عكسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم تا فیلم به آخر برسد و ظاهر شود
 
آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌كردیم تا از آب بگذرد و كاست شود و در پخشِ صوت بخواند
 
قلك داشتیم؛ با سكه‌ها حرف مى‌زدیم تا حسابِ اندوخته دست‌مان بیاید
 
حلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا جمعه‌ى زمستانى فرا رسد و در كام نشیند
 
هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه، به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر كه برسد
 
گوش مى‌خواباندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب: شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛
 
انتظار معنا داشت
دقایق «سرشار» بود
 
هر چیز یك صبورى مى‌خواست تا پیش بیاید
 
زمانش برسد. جا بیفتد. قوام بیاید: غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق
 
"انتظار" مارا قدردان ساخته بود...




نوع مطلب : جملات ارزشمند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 مرداد 1396 13:42
These are in fact impressive ideas in concerning blogging.

You have touched some good factors here. Any way keep up wrinting.
شنبه 1 فروردین 1394 21:12
امیدوارم مطالب رو همین جوری با کیفیت تر بخونیم و لذت ببرید .
شنبه 1 فروردین 1394 21:12
با تبریک سال نو و تشکر بابت مطالب خوبتون .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :